محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
464
اكسير اعظم ( فارسى )
بر نهار خواهند يك درم بخورند كه از آن در هر روز يك يا دو بار اجابت گردد و معده از رطوبات پاك گرداند واجد اين علاج اين ضماد استعمال نمايند بگيرند صبر سقوطرى نعفل قصب الزيره هر واحد يك درم سنبل مصطكى هر واحد نيم درم هر دو درم نارمشك سه درم ناردين دو درم همه را سائيده به روغن ناردين يا روغن قسط آميخته بر فم معده قبل از طعام ضماد نمايند و هنگام تناول طعام ضماد جدا كنند و اندك طعام مذكور بخورند و چون طعام از معده منحدر گردد باز ضماد كنند و اين ضماد بعد تستح طريق بسا است كه صحت مىبخشد و اين علاج حام است براى كسى كه شهوت او از سوء مزاج بارد مع ماده باطل گردد و خاص است براى كسى كه آن را سوء مزاج بارد به غير ماده باشد الا اگر به غير ماده بود احتياج به زياده استفراغ نيفتد و ضماد و ادويهى خفيفهى مذكوره كفايت كند و چون شهوت عود نمود و قاروره رنگين شد سوء مزاج زائل گردد و در اين هنگام واجب است كه به سوى تدبير منعش در اكل و شرب رد كنند و شراب قوى صرف مقدار متوسط و اشياى مولد رطوبات بياشامند و چون خون او اصلاح يابد و در آن كثرت و فساد ظاهر نگردد و فصد نكنند . و اگر فساد در خون ظاهر شود در فصد كردن ماكى نيست . و اگر خون متعفن گردد فصد نشايد كرد و آنچه اصلاح خون نمايد بخورند و بنوشند مثل گوشت بچهى مرغ و جدى شيرخواره بيضهى نيمبرشت و شراب رقيق متوسط در قوت و استفراغ به طريق ادرار بول به اسهال نيز اما طريق ادرار بول اين است كه اين سفوف به سكنجبين بدهند تخم كرفس انيسون اسارون تخم هليون هر احد يك درم تخم خيار تخم فتا تخم خرپزه هر واحد بعد تقشير ده درم تخم حرشف پنج درم همه را سائيده مثل جميع ترنجبين يا فانيذ اگر طبع لين باشد آميزند و هر روز سه درم از آن با بست درم سكنجبين بدهند و سكنجبين معمول سركه عنصل بسا است كه در تنقطيع رطوبات و تنقيهى معده و تقويت كبد و اصلاح طحال به حدى رسد كه از بسيار ادويه غنى گرداند پس بايد كه طبيب از آن غافل نگردد و شك نيست كه اين تدبير اعادهى شهوت و اصلاح خون نمايد و هم او گويد كه شهوات رديه مثل شهوت گل و خاكستر و غير آن اكثر كسى را حادث شود كه در اغشيهى معده يا در زنان در رحم ايشان اخلاط ردى جمع شوند و اين منقسم به دو نوع مىگردد يك نوع سريع الزوال است . و نوع ديگر عسر الزوال و علاج هر دو واحد است و فرق در علاج هر دو نوع به قوت و ضعف و قلت و كثرت است زيرا كه علاج يكى قويتر و اكثر از ديگر است و يك نوع او اين است كه در تجويف معده خلط ردى جمع شود و صاحب او خواهش شىء مشاكل اين خلط كند پس اگر خلط ارضى باشد خواهش گل و مانند آن كند . و اگر خلط مالح يابس بود اشتهاى اشياى مالحه و يابسه مثل نمك سود و قديد كند . و اگر شىء مجتمع در معده محترق سوداوى باشد خواهش انگشت و خاكستر و امثال آن كند و اين شهوت به مشاكلت است و اما شهوت اضداد اخلاط رديهى مجتمعه در معده بهر دفع اذيت آن شهوت صحيح است و اين نوع زنان را حادث مىشود چون در رحم و در تجويف معدهى ايشان اخلاط ردى جمع شوند و اين علت اكثر به حبابى عارض مىگردد زيرا كه اخلاط رديه كه با دم حيض خارج مىشد در ايشان محتقن مىشوند و نوع دوم آن است كه اين اخلاط در طبقات معده و طبقات رحم متشرب باشند و علاج نوع اول يعنى آنكه از اجتماع رطوبات رديه در جوف معده باشد اين است كه مريض از همه اطعمهى رديهى غضه و غليظه پرهيز كند و اقتصار بر الطف و اقل حتى الامكان از غذا مثل تيهو و بچهى مرغ و كبك و تدرج و زردهى بيضهى نيمبرشت نمايد مادامى كه مرض در توقف ياد تزيد باشد و چون نقصان پذيرد به لحوم حملان و شراب كهنه اندك باك نيست و اول آنچه در علاج ايشان ابتدا بدان كنند حقنههاى متوسط در حرارتاند بعد از آن قى بمالح و ترب دو دفعه متواتر روز اول بدانچه مذكور شد در وزد دوم به آب ترب جوشانيده سكنجبين به زورى اگر مزاج احتمال آن كند و سكنجبين ساذج اگر مزاج او احتمال به زودى نكند . و اگر كفايت نكند اطريفل مقوى به ايارج استعمال نمايند . و اگر اين هم اكتفا نكند اين معجون معروف به قاطع شهوت رديه دهند قاقلهى صفارك و كبارو وج و عود بلسان و مصطكى و عود خام و جفت بلوط و خبث الحديد مدبر منقوع در سركهى مغسول بعد از آن مقلو به روغن بادام هر واحد يك درم صبر سقوطرى مثل مجموع ادويه . و ابو ماهر زياده كرده در اين معجون نانخواه زيرهى كرمانى انيسون نمك نفظى كبابه هر واحد از آن مثل اجزاى دوا يعنى هر واحد يك درم حرانيان در آن هليله سياه و كابلى و عاقرقرحا و مويزج هر واحد يك درم و ثلث افزوده بسايند و در عسل كف گرفته بسرشند و قبل طعام يا بعد او استعمال نمايند و نزديك من قبل طعام بهتر است . و اگر عليل به استفراغ قوى محتاج باشد از اين معجون سه درم به اندكى سقمونيا آميزند و گاهى مرثقى مىشود از معده قدرى بخارات از اين اخلاط به سوى رأس پس استفراغ آن كنند و تنقيه و حب قوتايا و استعمال اين معجون مع پرهيز و استعمال قذف اين علت را به سرعت زائل كند و علاج نوع ثانى يعنى آنكه از تشرب اخلاط رديه در طبقات معده و رحم باشد اين است كه بعد رعايت شرائط در علاج آن بر علاج قسم اول تضميد معدهى و رحم به اين ضماد افزايند صبر و مر و مصطكى و سنبل هر واحد يك درم سعد قاقله صغار هر واحد دو ثلث درم ماء الحديد كه اهل بصره به اين طور مىگويند حب فولاد را در شراب بجوشانند تا شراب غليظ گردد بعده صاف نموده بر آن اخلاط مذكور اندازند و خوب حل كرده